پرسش: گفته میشود زمانی که اسکندر قصد تصرف امپراتوری هخامنشی را داشت از شگردهای گوناگونی بهره گرفت تا خود را همچون شهریاری جدید و مشروع جلوه دهد. اساساً او چه نیازی به مشروعیتآفرینی برای برقراری حاکمیت خویش بر این امپراتوری داشت؟
پاسخ: تلاش برای کسب مشروعیّت و حقّانیت سیاسی - ایدئولوژیک در میان مردمان مغلوب، روشی معمول در میان فاتحان و شاهان خاورمیانه و از جمله هخامنشی بوده است. بدین معنا که فاتحان برای آنکه با کمترین میزان تنش و مقاومت و با بیشترین میزان مقبولیّت و محبوبیّت، نظام و حکومت جدید خود را بر مغلوبانشان چیره و غالب سازند، میکوشیدند که خود را از نسل و تبار شاهان کهن و سنّتی همان سرزمین جلوه دهند و درنتیجه، حکومت جدید خود را نه ناشی از غصب و هجوم، بلکه مبتنی بر حقّی قانونی و موروثی نشان دهند؛ چنانکه کورش کبیر با این تبلیغ که نوهی آستیاگ (واپسین شهریار ماد) بوده است خود را نه فاتح بیگانهی ماد، بلکه وارث و جانشین قانونی سلالهی شهریاران ماد نشان داد. کمبوجیه و داریوش بزرگ نیز چنین کاری را در مصر انجام دادند و خود را از تبار خاندان فراعنهی مصر معرّفی کردند و بدین ترتیب در میان مردم مغلوب (مصریان) پادشاهانی خودی و قانونی شناخته شدند - که باید از ایشان همچون شاهان بومی و سنّتی مصر اطاعت کرد. اسکندر مقدونی نیز در زمان تصرّف امپراتوری پارس دقیقاً از همین قاعدهی معمول و رایج پیروی کرد و کوشید که با خودی و مشروع جلوه دادن چیرگی و فرمانرواییاش، از مقاومت ایرانیان بکاهد و جایگاه خود را استوار و قانونی سازد. بهنظر میرسد یک از عوامل جهانگشایی شتابناک اسکندر در قلمرو پهناور شاهنشاهی پارس، تأثیرگذاری و موفقیّت همین تبلیغات بوده است.
پرسش: اسکندر چرا تخت جمشید را به آتش کشید؟
پاسخ: تا جایی که یافتههای باستانشناسی نشان میدهد، اسکندر فقط بخشی از تخت جمشید را آتش زده بود و نه سراسر آن را. بهنظر میرسد که هدف اسکندر از این کار آن بوده است که میخواسته با آسیب زدن به مهمترین مرکز شکوه و عظمت امپراتوری پارسی (تخت جمشید) قدرت فائقهی خویش را بر آن امپراتوری بزرگ، پایان دوران پادشاهان پیشین و آغاز دوران جدید خود را به نمایش بگذارد و همچنین با سوزاندن بخشی از آن، مانع شود که رقبای بالقوهاش (مانند بِسوس) در جریان کشاکشهای احتمالی آینده بتوانند به اشیای ارزشمند و گنجینههای آن دست یابند و یا از ارزش معنوی و نمادین آن برای مشروعیّتآفرینی برای خود بهره بگیرند. اسکندر از سوی دیگر با این کار کوشید تا خاطرهی آتش زدن ارگ آتن به دست خشایارشا را بزُداید و خود را – که نمایندهی جهان هلنیستی یونان جلوه داده بود – انتقام گیرندهی اتباع یونانی خود وانمود کند و از این طریق، پشتیبانی یونانیان را در نبردهای خود به دست آورد.